باریکه راه شهود

باریکه راه شهود

ما
در انبوه خاطرات مه آلود
گم شده ایم
آنجا
که سرگذشت هزاران نگاه
آرمیده است.

_______________________________________

- متعلقات دیگران را قطعا با نامشان منتشر میکنم پس محتوای بی نام را بخوانید: بچه های خودش.
- اگر قابل دانستید و خوشتان آمد، حق انتشار بی نام و نشان هم دارید.
- چندان علاقه ای به شرحال نوشتن ندارم بنابراین مطالب عموما مخاطب ندارند و تخیلی هستند.
- توضیح نام وبلاگ و نام مستعارم را هم در قسمت "درباره من" بخوانید.

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غربت» ثبت شده است


عکس: جایی در اینترنت، توان دیدن عکس هایی که خودم از بن بست گرفتم رو ندارم.

پرسه های گاه و بیگاه در خیابان ها حکایت های غریبی را برایم روایت می کنند، اینکه شاید این شهر به تعداد مردهایش!! کوچه ی بن بست دارد، بن بست لیلا، بن بست نرگس، بن بست مینا...؛ کوچه هایی که بن ِ شان بند است به جان کسی؛ حال عجیبی دارند، انگار انتهای کوچه آخر دنیاست، مقصد سفر کسی است که هرگز باز نگشته، کسی که نه نام و نشانی دارد، نه رد پایی، تنها یک حضور سنگین که در جای جای کوچه میان نگاه های سرد و منتظر دیوارهایی که سکوت شان تو را له می کند می توان حسش کرد.

.

آری حکایت غریبیست داستان بن بست خاطره، بن بست نگاه.


۱۹ نظر ۲۵ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۶
محمد StigMatiZed